بمب در میدان ۷۲ نارمک | آیا دشمن میخواست احمدینژاد را ترور کند؟

رویداد۲۴| اکنون که به چهارمین روز از درگیریهای نظامی رسیدهایم، کشور در یکی از حساسترین و ویژهترین برهههای تاریخی خود قرار دارد. در این روزهای پرالتهاب که غرش انفجارها در گوشه و کنار مملکت، دل مردم را میلرزاند؛ بازار شایعه به اندازه شعلهها داغ است. نمونه بارز آن، جنجالی بود که در پی انفجارهای اخیر در محله نارمک درباره سرنوشت محمود احمدینژاد به راه افتاد.
شایعه از کجا شروع شد؟
بلافاصله پس از اصابت پرتابههای آمریکایی و اسرائیلی به محدودهی نارمک، فضای مجازی از اخبار ضد و نقیض پر شد. محله قدیمی نارمک سالهاست که نامش با یکی از جنجالیترین رؤسای جمهور تاریخ ایران گره خورده و همین بمب کافی بود تا در در فضای خبری هم بترکد. نزدیکی محل انفجار به سکونتگاه محمود احمدینژاد، تئوری «ترور» رئیس جمهور پیشین را کلید زد. برخی رسانههای غیررسمی و چهرههای نزدیک به وی، با بهرهبرداری از فضای ابهامآلود اولیه، سعی کردند این واقعه را تلاشی برای حذف او جلوه دهند. خبرگزاری ایلنا با انتشار یک خبر به بازار شایعات دامن زد؛ «احمدی نژاد به شهادت رسید»! ایلنا نوشت: برخی منابع آگاه از شهادت محمود احمدی نژاد رئیس دولتهای نهم و دهم درپی تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به منطقه نارمک تهران خبر داده اند.
تئوری حمله به نارمک برای ترور احمدی نژاد از همان ابتدا با تردیدهای جدی روبهرو بود. یک سوال جدی به ذهنها میرسید؛ چرا احمدینژاد؟ چرا دشمن متخاصم یک چهره جانبی را ترور کرده است؟ واقعاً هدف آمریکا از حمله به این منطقه، حذف فیزیکی احمدینژاد بود یا اهداف استراتژیکتری هدف قرار گرفته بودند؟
بیشتر بخوانید: ببینید| انفجار حوالی خانه احمدی نژاد در میدان ۷۲ نارمک تهران
البته موج رسانهای و شایعه شهادت محمود احمدینژاد تنها چند ساعت دوام آورد و با فرو نشستن غبارها و شعلههای آتش، مشخص شد که حقیقت ماجرا با آنچه محافل نزدیک به رئیس دولتهای نهم و دهم روایت میکردند، فرسنگها فاصله دارد.
اسنادی در خرابه
آنچه سناریوی «ترور» را به کلی باطل کرد، نه تکذیبیههای رسمی بود و نه پیام تسلیتی که احمدینژاد در پی شهادت رهبر انقلاب منتشر کرد. دقایقی پس از حادثه ساکنان و رهگذران در محل اصابت موشک در نارمک محل حاضر شده بودند. ویدئوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی صحنهای تکاندهنده را ثبت کردند؛ خیابانی که با هزاران برگهی اداری و اسناد سازمانی فرش شده بود. این اسناد که در اثر انفجار از داخل یک ساختمان به بیرون پرتاب شده بودند، توسط رهگذران فیلمبرداری شدند.
بررسی دقیق این ویدئوها و سربرگهای نامهها، نشان می دهد هدف اصلی، نه یک منزل مسکونی، بلکه ساختمان نهادی بود که نامش در لیستهای تحریم بینالمللی است: «گروه شهید بابایی».
«گروه شهید بابایی» چیست؟
گروه شهید بابایی که در فهرست تحریم های اوفک از آن به عنوان یکی از بازوهای کلیدی در جنگهای نوین یاد میشود، مجموعهای است که طبق گزارش خزانه داری آمریکا تحت نظارت نهادهای دفاعی و تحقیقاتی (سپند) فعالیت میکند. برخلاف نام این گروه که یادآور رشادتهای تیزپروازان نیروی هوایی است، حوزه تخصصی این مجموعه در دنیای «صفر و یک» و فضای مجازی تعریف شده است.
این گروه به ادعای ایالات متحده، فراتر از یک نهاد اداری ساده است. طبق دادههای «دفتر کنترل داراییهای خارجی» وزارت خزانهداری آمریکا، این گروه از دوم فروردین ۱۳۹۸ (مارس ۲۰۱۹) به اتهام فعالیتهای مخرب سایبری و نقشآفرینی در برنامههای حساس، تحت تحریمهای شدید قرار گرفته است. یکی اسنادی که در خرابههای نارمک توسط مردم فیلمبرداری شده متعلق به میلاد منصوری، مدیر این گروه است. ظاهرا این ساختمان یکی از ساختمان های این شبکه سایبری و فنی بوده که مدتها زیر ذرهبین سرویسهای اطلاعاتی آمریکا قرار داشته است.

میلاد منصوری؛ فرماندهای در سایه تحریم
در قلب این تشکیلات، نام «میلاد منصوری» به عنوان یک مهره کلیدی خودنمایی میکند. منصوری که در محافل تخصصی به عنوان فرمانده این گروه سایبری شناخته میشود، شخصیتی است که نامش در فهرست «چهره های بهطور ویژه تعیین شده» (SDN) قرار دارد.
گزارشهای موجود در پایگاههای ردیابی تحریمها، او را در وضعیت «هشدار بالا» طبقهبندی کردهاند. منصوری نه به عنوان یک مقام سیاسی پر سر و صدا، بلکه به عنوان یک متخصص کارکشته در حوزههای سایبری و دفاعی شناخته میشود. هدف قرار گرفتن ساختمانی که تحت مدیریت مستقیم او بوده، به روشنی نشان میدهد که طراحان حمله به دنبال فلج کردن زیرساختهای فناورانه ایران بودند، نه رئیس جمهور جنجالی پیشین.

چرا فرضیه ترور احمدینژاد مردود است؟
با نگاهی واقعبینانه به ابعاد فنی و سیاسی این قضیه، میتوان به راحتی هدف بودن احمدینژاد را رد کرد؛ مهمترین علت فقدان سود استراتژیک در ترور احمدینژاد است. برای طرف مقابل، حذف فیزیکی چهرهای که در ساختار کنونی قدرت نقش اجرایی ندارد، هیچ مزیت نظامی یا سیاسی در پی نخواهد داشت. در مقابل، از کار انداختن یک مرکز عملیاتی سایبری (که مستقیماً در لیست تحریمهای آمریکا قرار دارد)، یک هدف عملیاتی منطقی است.
به این ترتیب، به نظر میرسد که جنجالهای برخاسته از سوی اطرافیان محمود احمدینژاد، بیش از آنکه برآمده از یک تهدید واقعی باشد، تلاشی برای «برندسازی دوباره» و بازگشت به کانون توجهات در پوشش مظلومیت بود. اما واقعیت، احتمالا در سطور همان کاغذهایی نهفته بود که در آسفالت ویران نارمک پراکنده شدند.
خلاصه اینکه، در روزهایی که کشور بیش از هر چیز به آرامش و صداقت رسانهای نیاز دارد، باید هوشیار بود که «حقیقت» قربانی «شایعه» نشود چراکه در این روزهای سخت، آگاهی و تحلیل مبتنی بر واقعیت، تنها راه عبور از غبارهای فریب است.



اگر می خواهید شایعه از واقعیت مشخص شود باید اطلاع رسانی همیشه خیلی خوب باشد و مردم در کمترین زمان در جریان خبرهای صحیح از طریق مجاری قابل اطمینان قرار گیرند. الان اطلاع رسانی به مردم در زمینه جنگ صفر است. همش باید سرگردان این خبرگزاریها و سایتهای خبری ایرانی باشیم شاید قطره چکانی بگویند چه خبر است. مطمئنم الان مردم کشورهای دیگه از مردم ایران بهتر می دانند داخل ایران چه خبرست! مثلا وقتی انفجاری رخ می دهد یک ساعت بیشتر باید بگردیم آخر سر هم آنچه ما دیدیم و صدایش را شنیدیم از آنچه نوشته شده مفصل تر است. خیلی کلی می نویسند شرق و غرب و مرکز صدای انفجار آمد. یا مثلا آیا معلوم است کدام این حملات کار آمریکاست کدام اسرائیل؟ فوری باید جزئیات مخابره شود تا ما بدانیم چه شده. موضع مقاماتمان کلی و نامشخص است. کمتر اوضاع را برای ما تشریح می کنند. انگار وزیرخارجه مال یک دنیاست و لاریجانی یک جای دیگه و شورای رهبری و نظامیان مال یک دنیای دیگه. یکپارچه نیستند. هر کی انگار قایق خودش را میراند. الان موقعیت ما مردم در آگاهی از اخبار جنگ مثل بودنمان در اتاقی تاریک است که تو نمی دانی بیرون چه خبر است؟ اعصاب آدم از بی اطلاعی خرد می شود. اخبار جنگ فقط بخش تبلیغاتی و شعاری که نیست. خبرنگاران داخلی باید مجوز داشته باشند و در صحنه ها حاضر باشند تا حقایق را اطلاع رسانی کنند و مردم کشور و دنیا بدانند چه بر سر ما گذشته اگر فردایی دادگاهی بین المللی تشکیل شد بتوانیم بهشان استناد کنیم. نباید از خبرنگاران خارجی دعوت کنیم تا اخبار را ثبت و پخش کنند که در ایران چه می گذرد؟
البته واسه اینا بودجه نباشه هم ساندیس کافیه.
در زمان احمدی نژاد بود که حمایت از گروه های نیابتی به اوج خودش رسید. همچنین در زمان این آدم بود که ترور یهودیا (اگه اشتباه نکنم توی آرژانتین) انجام شد.
بنابراین احتمالا نزدیکان این آدم فکر کردن ممکنه اسرائیل قصد انتقام گرفتن ازش رو داشته باشه.